amin_usa
film,pictures


یادم میاد می گفتی برو خدا نگهدار

نوشتی روی دیواربه ارزوی دیدار به ارزوی دیدار

رفتم تو راه رفتن دلم میگفتش نرو

نمی شنیدم انگار من التماس دلو من التماس دلو

رفتم و باز اومدم اما ندیدم اونوگفتن که دیر رسیدی داده به دنیا جونو

گفتم محاله هرگز او که منو دوست دارهقول داده بود که هیچ وقت منو تنها نزاره

دیدم که ارزوم افتاده یه قیامتمن که ندارم این قدر صبرای بی نهایت

به عشق تو رو دیوار منم واست نوشتمبه ارزوی دیدار منم خودم رو کشتم

منو ببخش عزیزم که خیلی دیر رسیدمزیر نوشته ی تو یه خط سرخ کشیدم

با قطره قطره ی اشک با ذره ذره ی خون به ارزوی دیدار منم دارم میدم جون

?amin usa | در 1387/2/1 ساعت 04:09 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر